طاها جون الان طاها جون الان ، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

طاها پسرک پاییزی ما

تپش قلب کنجدم

سلام مامانی ... سلام خوشگلم سلام نفسم ... امروز مامانی برعکس یک شنبه خیلی خوشحاله ، از دیروز که تپش های قلب کوچولوتو دیدم لحظه به لحظه عاشق تر میشم ..  دیروز وقتی آقای دکتر توی مانیتور قلبت رو بهم نشون داد یکی از زیباترین لحظات عمرم بود ... یه قلب کوچولو که خیلی منظم و آروم میزد  مثل قلب من که الان فقط به عشق تو می تپه وقتی از اتاق سونو اومدم بیرون اینقدر خوشحال بودم که اشک شوق بودن تو تموم صورتم رو خیس کرده بود بابایی اینقدر ترسیده بود..فکر کرد خدایی نکرده اتفاقی افتاده وقتی بهش گفتم قلب عشقون چقدر منظم میزنه اینقدر خوشحال شد که سریع زنگ زده به عمه جونت گفته ... وای که دیروز زیباترین روز دنیا بود.. عزی...
16 ارديبهشت 1393

کنجد خوش قدم من

سلام وصد سلام به همه ی نی نی وبلاگی های عزیز ..این روزها خیییییییییییلی خوشحالم چون دارم مامان میشم. ..وای از کجا شروع کنم راستش از بارداری من بجز خودم و شوهری مامانم و زن داداشم مطلع بودن ولی چند شب پیش یعنی دقیقاشنبه شب خونه هدی جون (جاری)بودیم ... خواهر خودش و خواهرشوهر و مادرشوهرم هم بودن من داشتم  خیلی با اشتهاکیوی میخوردم آخه خیلی دوست دارم (البته از بعد از بارداریم بیشتر علاقمند شدم)که یهو اینا شروع کردن به اذیت کردن من که چقد کیوی میخوری؟نکنه بارداری و ... بالاخره کار به جاهای باریک کشید و از اونا اصرار که از چشات معلومه که بارداری باید همین الان بی بی چک بذاری و از من هم انکار تا اینکه اونا برنده شدن و من مجبور شدم بی ...
16 ارديبهشت 1393

روز مـــــــــــــــــــــــــادر

سلام عزیزکم ... امروز روز مادره و همه خوشحالن همه ی خانم های اداره از صبح دارن به هم دیگه این روز رو تبریک میگن... اما من اصلا حال خوشی ندارم  و دلم گرفته زیاد... فردا باید برم سونو واسه اینکه معلوم بشه قلب کوچولوی تو تشکیل شده یا؟ توکل به خدا امیدوارم تشکیل شده باشه  دائی سجادت امروز یه پیام خوشگل برام فرستاد از وقتی این پیام رو خوندم نمی دونم چرا دارم اشک میریزم ... زنان قبل از مادر شدن " پری" و بعد از مادر شدن تبدیل به "فرشته" می شوند... فرشته زمینی روزت مبارک   این دسته گل تقدیم به همه ی مامانای گل بخصوص مامان زیباتر از گل خودم         ...
16 ارديبهشت 1393

برای کنجدم در چهارمین سالگرد ازدواج ...

سلام عزیز دل مامانی خوبی گلم ... خیلی خوشحالم از اینکه الان تو توی وجود منی .. امروز که دارم برات می نویسم چهارمین سالگرد ازدواج من و بابایه   و منو بابایی از اینکه امسال توهم کنار مایی خیییلی خوشحالیم  کنجد مامان امروز به گفته سونو گرافی و تأییدخانم دکتر 6 هفته و 4 روزه که تو دل مامانی خوش نشستی.. ولی هنوز قلب کوچولوت تشکیل نشده و دوباره مامانی باید دو هفته دیگه بره سونو ... خیلی نگرانم   ان شااله تا دو هفته دیگه خبرهای خوب بشنوم من وبابایی  هم دیشب  به مناسبت سالگرد ازدواجمون و مهمتر از اون حضور شما تو دل مامانی برای شام رفتیم رستوران هانی آخه آخرین باری که رفتیم رستوران هانی قرار گذاشتیم  د...
27 فروردين 1393

یا امام رضا

گاهی دلـــــم یک جای دنج میخواهد ...  جایی شبیه صحن های حرمت ، من باشم و بغضهایِ نشکسته.... چه غبطه ای میخورم به آن کبوتری که دلتنگی هایش را با شما سهیم است دل را به دست پنجره ی فولاد می دهم، اینجا برای هر دل بسته، کلید هست ... 
12 دی 1392

شب یلدایی متفاوت

سلام به همه ی دوستان نی نی وبلاگی و سلام به نی نی گلم که هنوز خودشو نشون نداده خیلی وقته تو وبلاگم مطلبی نذاشتم ... چون نه حوصله داشتم نه مطلب قابل عرض ... اما حالا اومدم با کلی عکس قشنگ از شب یلدای امسال که برای خانواده ما متفاوت بود اون هم به خاطر عضو جدید خانواده یعنی زهرا جون زن داداش گلم ... امسال بنا به سنت دیرین ایرانیان که برای عروس خانواده در سال اول حضورش شب یلدایی می برن ما هم از این موضوع مستثنا نبودیم . وحالا .. راستش خیلی دوست داشتم شب یلدایی زهرا جون رو خودم تزیین کنم به همین دلیل از چند هفته قبل کلی تو اینترنت سرچ و جستجو کردم و کلی هم ایده گرفتم.تمام چیزایی که می خواستم  هم یا خودم خرید کردم یا اینکه محول کردم ب...
8 دی 1392